راه سنت

وهابیت مسلمانان را براحتی تکفیر می کند

ارمغان وهابیت = تکفیر امت

 

وقتی که به نظرات و فتاوی بعضی از شیوخ سلفی در مورد گروههای مختلف اسلامی نگاه می کنیم ناخودآگاه این سوال به ذهن می آید که خدایا تعداد موحدان اسلامی چه قدر است؟ زیرا وهابیت به تمام گروههای غیر خود ، تهمت شرک را می زند و فقط خودشان را موحد می دانند حال با توجه به این که جمعیت این عده در دنیای اسلام بسیار اندک است و از همه عجیب تر اینکه این وهابیان امروزی ، علما و مردم اهل سنت در قرون گذشته را نیز گمراه می دانند و امروزه نیز اهل سنت را با کتاب ها و رسالات و  بیانیه های تکفیری خود مورد لطف قرار می دهند! حال سوالی دیگر پیش می آید که یعنی دین بزرگ و آین فوق العاده ای که توسط بهترین بندگان آورده شده این قدر در حال ضعف است که فقط چند ده میلیون نفر آن موحد اند و بقیه همه مشرک؟ آیا این تهمت به عملکرد رسول الله صلوات الله علیه نیست؟ آیا این تهمت به علمای ربانی اهل سنت نیست؟ آیا کسانی که ادعا می کنند وهابیت وجود ندارد و از طرفی مدعی هستند که علمای گذشته ی اهل سنت اشتباه می کردند و مشرک بودند حال از آنجاییکه علمای اهل سنت را قبول ندارند پس این عقاید را از کجا آورده اند؟ آیا مهمترین بخش رسالت که توحید بود اینچنین مورد نقص قرار گرفته که فقط عده ای از وهابیان به آن یکتا پرستی رسیدند و بقیه ی مسلمانان از آن دور ماندند؟ آیا این نوع برخورد سلفی ها با مسلمانان که فقط خود را حق می دانند و ذره ای اختلاف عقیده با آنان موجب تکفیر شدن از طرف آنها است ، راه و روش اهل سنت است؟ کدام یک از علمای اهل سنت بوده که بدون در نظر گرفتن دلایل دیگر ، براحتی مسلمانان را تکفیر کند که حالا وهابیان خود حق بین ،  این چنین اند؟

این کتابهایی که وهابیت و علمای سلفی در تکفیر صدها میلیون مسلمان نوشته اند چیست؟

آیا علمای سلفی ذره ای به عقل خود رجوع کرده اند تا بفهمند که این گروهها نیز دلایلی را از قرآن و سنت دارند ؟

نگاه کنید که صدها میلیون طرفدار دیوبندی و علمای بزرگ این گروه توسط وهابیان تکفیر شده اند !

صدها میلیون از طرفداران و علمای بزرگ بریلوی توسط علمای سلفی تکفیر شده اند !

میلیون ها نفر از  ندوی ها  توسط وهابیت تکفیر شده اند!

میلیون ها نفر از اعضای حزب اخوان المسلمین توسط سلفی ها تکفیر شده اند!

میلیون ها نفر از اعضای جماعت اسلامی توسط سلفی ها تکفیر شده اند!

میلیون ها نفر از اعضای فرقه های صوفیه توسط وهابیت تکفیر شده اند!

میلیون ها نفر از طرفداران گروههای جماعت تبلیغ توسط سلفی ها تکفیر شده اند!

میلیون ها نفر از گروههای فعال تبلیغی که وابستگی به هیچ یک از گروه مذکور نداشته و نه صوفی هستند و نه اخوانی و نه غیره بلکه فقط عقیده ی اهل سنت و جماعت را داشته اند توسط وهابیان تکفیر شده اند!

و سایر گروهها و نیز علمای زیاد دیگری که توسط وهابیان تکفیر شده اند!

حال نکته اینجاست اگر وهابیت و علمای تندروی وهابی ذره ای به عقل خود رجوع کنند می بینند که این کارشان جزء تفرقه و شعله ور کردن آتش نابودی اهل سنت ، چیزی را به دنبال ندارد اما چرا باید اهل سنت به اینجا کشیده شود؟!

چند کتاب را که وهابیان در رد سایر گروههای اسلامی و سایر علمای بزرگ اهل سنت تالیف کرده اند را می آوریم و این چند مثال بخشی از چند هزار تالیف علمای سلفی در تکفیر اهل سنت است دقت بفرمایید:

- «جلاء العینین فی محاکمة الأحمدین» نوشته «نعمان آلوسی» این کتاب حاوی اهانت هایی است بر  امام«ابن حجر هیتمی» صاحب  کتابها و رسالات باارزش بسیار زیاد ، بخصوص کتاب معروف فقهی به نام تحفة المحتاج که از استوانه های فقهی اهل سنت و جماعت محسوب می شود و به اجماع علمای شافعی ایشان بزرگترین عالم متأخر مذهب شافعی هستند.  که متأسفانه نعمان آلوسی که ادعای سنی بودن دارد بدون اینکه ذره ای ادب را رعایت کند به این عالم بزرگ بهتان های زیادی را زده است و کارش شبیه این است که یک پرستار بر علیه یک پزشک متخصص کتاب بنویسد!!!

 

 

- «السراج المنیر» این کتاب در ردّ جماعت تبلیغ اسلامی توسط «تقی الدین هلالی» یکی از طرفداران گمراه شیخ محمد بن عبدالوهاب نوشته شده است. در این کتاب نیز به تعداد  زیادی از مسلمانها توهین شده است.

 

- «الدیوبندیه»در نقد علمای اهل سنّت شبه قاره هند توسط «طالب عبدالرحمن» یکی از سلفیان ، نوشته شده است. متأسفانه در این کتاب به میلیون ها نفر از اهل سنت حنفی مذهب توهین شده است و با حمایت دولت آل سعود با تیراژ بالا پخش گردیده است.

 

- «الأستاذ أبوالحسن الندوی الوجه الآخر من کتاباته» نوشته شیخ سلفی «صلاح الدین مقبول احمد».  دراین کتاب  ، مخالفت «ابوالحسن ندوی» با توحید شیخ محمد عبدالوهاب اثبات شده است.. ابوالحسن ندوی یکی از بزرگترین علمای شبهه جزیره  می باشد  و میلیون ها طرفدار دارد .ولی در این کتاب چون که توحیدش با توحید محمد بن عبدالوهاب فرق داشته است ، متهم به بعضی اقسام شرک شده است.

 

- «الإعلام بنقض کتاب الحلال و الحرام» این کتاب ردی بر شیخ «یوسف قرضاوی» است که  نوشته شیخ سلفی ها ، صالح الفوزان است.همانطور که صالح فوزان را می شناسید باید بگوییم با این که یوسف قرضاوی و اخوانی ها از بسیاری جهات به سلفی ها نزدیک تر اند اما از دایره ی تکفیر  سلفی ها خارج نشدند.

 

-«الإتحاف فی الرد علی الصحّاف» و «دلائل الرسوخ فی الرد علی المنفوخ» و «منهاج التأسیس و التقدیس فی کشف شبهات داود بن جریس»  نوشته یکی از نوادگان شیخ محمد عبدالوهاب به نام شیخ «عبداللطیف بن عبدالرحمن بن حسن». 1293 هجری قمری.  در این کتاب به تعداد زیادی  از علمای اهل سنت توهین شده است.

- «الرّد الزلال فی التنبیه علی أخطاء الظلال فی إثبات شرکیات سید قطب» نوشته شیخ سلفی ها عبدالله بن محمد درویش. 1408 هجری قمری. در این کتاب شدیدترین اهانت ها را به یکی از رهبران اخوان به نام سید قطب کرده اند. و نیز کتاب«أضواء إسلامیة علی عقیدة سید قطب و فکره» هدف این کتاب اثبات این باور است که سید قطب بر اساس عقیده مشرکان از دنیا رفته است. نوشته شیخ وهابی «ربیع مدخلی». از آنجاییکه سید قطب از بزرگان اخوان المسلمین بود ، این حرکت سلفی ها با اعتراض شدید اخوانی ها مواجه شد.

 

- «خلاصة دین الجماعة الإسلامیة» این کتاب برای اثبات اهل بدعت و گمراه بودن «ابوالاعلی مودودی» رهبر حزب جماعت اسلامی ، توسط  «نذیر احمد کشمیری» نوشته شده است.

 

- «هل المسلم ملزم باتباع مذهب معیّن» این کتاب برای اثبات بدعت گذار و گمراه بودن پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنّت توسط شیخ وهابی «محمد سلطان معصومی» نگاشته شده است. شاید این کتاب را بتوان گاه به صورت مستقیم و گاه بصورت غیر مستقیم ، توهینی آشکار به صدها میلیون اهل سنتی دانست که در گذشته و نیز حال از یکی از مذاهب اربعه پیروی می کردند و می کنند و نیز توهینی است آشکار به تمام بزرگان گذشته ی اهل سنت که از فقهای یکی از مذاهب اربعه بودند ولی نکته ی عجیب این است که نویسنده ی کتاب فقط خودش و اطرافیانش را موحد و هدایت یافته می داند و تعداد کثیری از علما و فقهی بزرگ اهل سنت را گمراه می داند و با نوشته هایش همان شعار «غیر خودی مشرک است» را سر می دهد!

 

- «القول البلیغ فی التحذیر من جماعة التبلیغ» این کتاب با هدف هشدار دادن نسبت به جماعت تبیلغ یکی از بزرگترین گروه های تبلیغی اسلامی، توسط شیخ وهابی «حمود تویجری» نوشته شده است.البته بنیانگذار حرکت جماعت تبلیغ یکی از مشایخ تصوف بنام شیخ مولانا الیاس بوده است که البته در حال حاضر تعدادی از افراد این جماعت نیز در مناطقی که وهابیان نفوذ دارند به عقیده ی وهابیت نزدیک شده اند اما اکثرا این طور نیستند و اهدافشان خیرخواهانه است.

 

- «الجماعات الإسلامیة فی ضوء الکتاب و السنة» این کتاب با هدف اثبات بدعت گذار و گمراه بودن جنبش های اسلامی اهل سنّت در جهان اسلام توسط شیخ سلفی «سلیم هلالی» نوشته شده است که اگر چه بعضی انتقادات ایشان بجا است ولی نفی کامل این حرکت ها و جنبش های اسلامی بیشتر از هرکسی ، دشمنان اسلام نظیر یهودیان و مسیحیان و سایر فرقه های انحرافی  که از طریق حزب و تشکل به فعالیت مشغول اند  را خوشحال می کند.

 

- «إیضاح المحجّة فی الرد علی صاحب طنجة» در اثبات گمراه بودن رهبر اهل سنّت در سرزمین مغرب «احمد بن محمد غماری» نوشته شده است. از آنجاییکه شیخ احمد بن محمد غماری از علمای شناخته شده و پرطرفدار اهل سنت در مغرب می باشد این کتاب که با شیطنت خاصی توسط سلفیان در مغرب پخش گردید ، موجب بروز اختلافاتی بین اهل سنت منطقه گردید و احساسات اهل سنت را جریحه دار کرد.

 

- «فضائح و نصائح» این کتاب مشتمل است بر تجریح و گمراه معرفی کردن عالمان بزرگ اهل سنّت معاصر. نوشته شیخ وهابی مقبل وادعی.

این کتاب نیز نمونه ی بارزی از توهین های گروهی است که متأسفانه نویسنده ی کتاب تقریبا به تمام علمایی که غیر از عقیده ی خودش را داشتند تهمت شرک و کفر را زده و یا شدیدا از آنها انتقادات بیجا کرده است.

 

- «منهج أهل السنة و الجماعة فی نقد الرجال و الکتب و الطوائف» در بیان گمراهی عالمان بزرگ و معاصر اهل سنّت و همچنین گمراهی جنبش های اسلامی، توسط شیخ وهابی «ربیع مدخلی» نوشته شده است.

 

- «الغادة» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی» که این کتاب را در توهین های بی سند خود به عالم بزرگ اهل سنت دکتر«محمد بن علوی مالکی» نوشته است.دکتر بن علوی یکی از علمای بزرگ و واقعی اهل سنت بود که با توجه به این که در مکه ی مکرمه بود و در شهری که عالمان وهابی کنترل جامعه ی علمی آن را داشتند بود ، اما با نوشتن کتاب ها و رسالات زیاد عقاید وهابیان را رد می کرد و از عقیده ی اصیل اهل سنت و جماعت دفاع می کرد لذا وقتی وهابیان در مقابل علم ایشان و کتابهایی که نوشت توفیقی نیافتند ، تصمیم به انشار کتاب « الغاده» کردند که با مخالفت شدید دنیای اسلام مواجه شد بطوری که اگر کسی مقداری با دکتر بن علوی آشنایی داشته باشد ، دروغ بودن و تهمت بودن کتاب آشکار می گردد.

 

- «جماعة واحدة لاجماعات» نوشته شیخ وهابی «ربیع مدخلی» درباره عالم سرشناس اهل سنّت و دارای تألیفات باارزش ، دکتر «محمد سعید رمضان بوطی» ، که البته از آنجاییکه علم دکتر بوطی بر تمام فرق شناخته شده است و کسانی که با تألیفات ایشان در زمینه های مختلف فقهی و عقیدتی و اجتماعی و تاریخی و غیره آشنا باشند بخوبی دکتر بوطی را می شناسند لذا این کتاب بی سند و بی ارزش خود به خود منزوی می گردد.

 

- «المخرج من الفتنة» نوشته شیخ سلفی ها «مقبل وادعی» این کتاب را به تندی زیاد در رد بنیانگذار اخوان المسلمین «حسن البناء» نوشته است. و درباره «حسن بناء» گفته:  (بدعت گذاری منحرف بوده... گمراه بوده... یکی از پیشوایان اهل بدعت بوده... حسن بناء از سید قطب گمراه تر بوده است)!

 

- «المخرج من الفتنة» نویسنده این کتاب درباره قاری قرآن شیخ «عبدالباسط مصری» نوشته:( بدعت منکر را انجام می داد و توجهی نمی کرد). البته این شیخ سلفی متأسفانه باز هم تهمت زده است و نگفته که شیخ عبدالباسط رحمته الله علیه چه کار بدعتی را انجام می داده! و از آنجاییکه شیخ عبدالباسط به شهادت بعضی از نزدیکانش از صوفیان نقشبندی بوده است احتمالا هدف نویسنده ی کتاب تخریب شخصیت ایشان می باشد.

و نیز هزاران کتاب و رساله ی دیگر از وهابیان  در تکفیر پیروان اهل سنت...

آن قدر این کتاب ها و رسالات وهابیان در تکفیر گروههای و علمای اهل سنت زیاد است باعث ناراحتی عمیق دلسوزان واقعی اهل سنت می شود.

به هر حال گروههای مذکور هم طبیعی است که با هم اختلافاتی دارند ولی اختلافاتی که داخلی است و علمی است و هرگز به مرحله ی تکفیر نمی رسد لذا بهتر است که سلفی های تندرو خود را مثل سایر گروههای دیگر اهل سنت هماهنگ نموده و کمی در مورد آینده ی اهل سنت با دلسوزی تمام ، درواندیشی و آینده نگری کند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |