X
تبلیغات
راه سنت - راهکارهایی برای دین داری و دین گرایی

راه سنت

راهکارهایی برای دین داری و دین گرایی

مقدمه ای بر

(راهکارهای واقعیت گرا برای دین داری و دین گرایی)

 

در جامعه ی کنونی جهانی هزاران هزار فرقه و طرز تفکر مختلف وجود دارد که برای یک مسلمان که در اجتماع زندگی می کند خواه و نا خواه مهم تلقی می شود.

گذشته از تفکرات مختلف مسلمانان که البته اکثرا در جزئیات اختلاف دارند  در کنار جامعه ی اسلامی مسلمانان ، انواع تفکرات و عقاید مدعی را می بینیم که هر کدام رسالتی و آرمانی طبق ماهیت تفکر خود کوتاه مدت و یا دراز مدت دارند.

اگر افراد گروه های طرفدار عقاید خاص در آرمان های خود ایمان زیادی داشته باشند و یا به عبارتی خود را درست ترین فکر و ایدئولوژی برای زندگی بدانند ، در تبلیغ عقاید خود روش هایی را به کار می برند که مبنای عقلی و چالش گرایانه برای مخالفان خود دارد یعنی دارای قابلیت مبارزه و مناظره با دیگر عقاید مدعی زندگی راستین و مبشر سعادت انسان هستند.

این گروهها از سرمایه ی تجربه ی گذشته ی مکاتب بشری بهره مند اند و از طرفی با نقاط ضعف مکاتب رقیب آشنا هستند که در صورت نوظهور بودن گروه خود از امتیاز ضعف شناسی رقبا و ناشناسی خود در اجتماع  بهره می برند.

در این میان گروهی نیز از افراد طرفدار عقاید خاص هستند که معمولا بی هویت اند یا اهداف تخریبی دارند یا مقطعی هستند یا هیچ راهکاری ارائه نمی دهند و یا اساسی را که گروه هها و مکاتب برای مقابله و برتری بر هم در ماهیت خود دارا هستند را از ریشه رد می کنند شاید بتوان روشن ترین مثال این تفکرات را ترویج پوچ گرایی غربی دانست که برای جامعه شناسان ایرانی آشنا ترین این گروهها ، عقاید شیطان پرستی آگاهانه و یا نا آگاهانه در جامعه ی ایرانی است.

بحث در مورد مکاتب و تفکرات سازماندهی شده ی غیر اسلامی طولانی است که علوم مختلفی را می طلبد اما در آسیب شناسی ما این نتیجه گیری شد که راهکار و طرز مقابله با این نوع تفکرات برای مسلمانانی حائز اهمیت است که در مکان های زندگی می کنند اسلامیت (اسلامیت ظاهری) در آن اقلیت است برای مثال بدون اینکه منظورمان کشور خاصی باشد به فرض کشوری را در نظر بگیرید که دهها میلیون نفر جمعیت دارد که انواع تفکرات مختلف در آن وجود دارد که بعضی مبارزه با اسلام را در ذات خود دارند و بعضی طبق روال عقیده ی خود به تعارض با اسلام می رسند.حال در این کشور اقلیتی نیز مسلمان وجود دارند که از آنجاییکه دامنه ی تبلیغات گروههای ضد اسلامی به آنها می رسد آنها باید خود را به سلاح استدلالات دینی مسلح کنند.البته نکته اینجاست که امروزه با پیشرفت فناوری اطلاعات دامنه ی تبلیغات ضد اسلامی که گاهی برای مبارزه ی خود با اسلام استدلالات به ظاهر عقلی را ارائه می دهند به کشورهایی رسیده که در آنها یک اکثریت قوی از مسلمانان حضور دارند و حتی گاها حکومتشان نیز با قدرت از افکار عمومی دینی آنها در مقابلان دشمنان دفاع می کند.

بعد از اینکه دو گروه را در مقابله با عقاید عقلی و استدلالی مسلمانان معرفی کردیم به دسته ی سوی از خودی ها می رسیم که به ظاهر مسلمان اند و اجدادشان مسلمان بوده اند اما بنا به دلایل سیاسی از دین زده شده اند و یا به خاطر حرکت هایی  از مدعیان دین داری سر زده و چندان مورد قبول آنها نبوده و آن را دلیل آزردگی از دین می دانند و یا زندگی در جوامعی غیر مسلمان و دیدن بعضی از مناظر اجتماعی که اغلب همراه با پیشرفت و نوعی زرق و برق همراه بوده است آنها را تحت تاثیر قرار داده است و نیز دلایل دیگری که موجب شده جامعه ی اسلامی معاصر دیگر در بعضی مناطق مسلمان نشین نتواند مانند گذشته با اشتیاق فراوان به سوی ادای تکالیف و انجام مراسم مذهبی و اعتقادی خود قدم بردارد.اگر چه این سردی در بسیاری از مناطق هم وجود ندارد و حضور نیروهایی بیدار و تبلیغی در بعضی جوامع موجب اشتیاق بیشتر مردم به دین شده است که این مسلمانان روشن فکر و واقعی کسانی هستند که نمی خواهند زحمات 23 ساله ی حضرت رسول صلوات الله علیه و صحابه رضی الله عنهم و خلافت سی ساله ی خلفای راشدین و آگاهی بخشی های چند قرنی اهل بیت و نیز تمام علما و شهدای راه اسلام در جامعه ی اسلامی خاموش شود و این بیداران جامعه ی اسلامی همواره حضور دارند و مردم را با استدلالات قرآنی و سنت به راه راست دعوت می کنند که اگر چه متن ما انتقاد چندانی را به آنان ندارد اما آنها هم باید در شیوه ی تبلیغ خود از روش هایی واقعیت گرا و نوین و متناسب با انسان امروزی استفاده کنند.چند راهکار برای اینکه مسسلمانان در برابر سه گروه مذکور در حفظ عقیده ی خود استوار باشند :

1-فرد مسلمان  باید در زمینه های مورد اختلاف با دیگر مکاتب و حتی دیگر ادیان سریعا تحقیق کند و جواب های استدلالی و فوق العاده ی علمای مسلمان را جویا شود زیرا امروزه هیچ تفکری نمی تواند در شرایطی مساوی و عادلانه با اساس و تفکرات اسلامی و تالیفات دانشمندان مسلمان  مقابله کند.

2-علمای اسلام باید از تناقض در گفتار بپیرهیزند و به عقایدی که به نام دین تحویل اجتماع می دهند دقت کنند.

3-از روش های «صرفا مستبدانه و زورگویانه» در وادار کردن مسلمانان به پذیرش عقاید خود و ادای تکلیف خود بپرهیزند زیرا این روش مقطعی است و بسیاری از افراد امروزی در مقابل این روش بعد از مدتی نتیجه ی عکس می دهند بطوری که بازگشتشان به دین بسیار سخت و گاهی غیر ممکن است.البته در مواقعی پدر و مادر می توانند در کنار تربیت منطبق با استدلال از روش هایی که کمی تندی دارد در حق فرزندان  استفاده کنند که این خود مستلزم تایید یک عالم دینی آگاه با روحیات کودکان است. نیز حکومت اسلامی برای بعضی موارد (که طرح آن در اینجا چندان بجا نیست) می تواند در صورت ارشاد عادلانه و عاقلانه ی فرد که اگر نتیجه نداد و برای جامعه و مردم خطر ناک بود از کمی تندی استفاده کند.

4-تا جایی که می شود اشخاص،  از افسانه ها و اساطیر و موهومات و شبهات دوری کنند.زیرا امروزه خرافات و  افسانه هایی فراوانی به نام دین منتشر می شود که هیچ مبنای دینی و عقلی ندارد و موجب می شود کسی که این خرافات به نام دین او تبلیغ می شود از داشتن چنیین دین و عقیده ای احساس ضعف و سرشکستگی کند بخصوص وقتی که مکاتب غیر اسلامی تضاد این عقاید را با خود دین اسلام اثبات کنند.راه تشخیص افسانه از رویدادهای واقعی نیز انطباق این داستان ها با قرآن و حدیث و نظر بزرگان و ریشه یابی این عقاید در فرهنگ اسلامی است.شاید بعضی از داستان هایی که در قرآن و حدیث و کتاب علما آمده است باورش برای صرف عقل بسیار سخت تر از خرافات رایج باشد و کاری سخت تر وانمود کند اما برای یک مسلمان معتقد و واقعی هیچ چیزی از دایره ی قدرت خداوند متعال بیرون نیست و وقتی داستانی عجیبی را می شنویم فورا باید آن را با آموزه های دینی اسلامی وقف دهیم و از نظر علما بهره مند شویم.

5-عده ای می خواهند این طور وانمود کنند که دین و علم نوین با هم متضاد اند اما آن دینی که آنها آنرا متضاد با علم نوین می دانند دین اسلام نیست و بلکه دین تعریف شده ی دیگری است که به خاطر مدعی بودن  پیروی از الهیات موجب بدبینی به دین شد که نتیجه ی این بدبینی دین کاملی همچون اسلام را نیز در بعضی جوامع در بر می گیرد.اما نگاهی به پایبندی دینی اسلامی دانشمندان علم نوین در عصر ما و نیز عدم مخالفت علمای اسلامی با علوم مختلف و جواز تحقیق در مورد پدیده هایی طبیعی خود نشان از تایید دین بر علم جدید و نیز تاییدات بیشمار علوم جدید بر عقاید دین اسلام نیز نقشه های مخالفین دین اسلام را بر ملا می سازد.

 

6-گروهی از داعیان دین به جنبه ی زهد و فقر و مادیات و به نوعی منفور جلوه دادن بعضی لذات آدمی در حد افراط نگاه می کنند و گاهی این افراط به حدی می رسد که موجب این می شود که فردی که از بیرون به دین اسلام می نگرد و در معرض تبلیغ دین اسلام است به اشتباه خیال کند که دین در تضاد کامل با تمام لذات آدمی است و فردی که مذهبی باشد نباید به سوی هیچ خوشی ای برود و باید مدام در فقر و سختی و بدبختی باشد. ابتدا حدیثی روشن گر را یاد آور می شویم که حضرت رسول صلوات الله علیه می فرماید: «پروردگارا! ازكفروفقروعذاب قبربه توپناه مي برم و یا در جایی دیگر می فرمایند: نزديك است كه فقرسبب كفرشود».این احادیث و احادیث زیاد دیگر همگی نشان می دهد که دین اسلام با کار و مادیات حلال و لذات مشروع مخالف نیست بلکه انسان را تشویق به این کار ها می کند.مشکل اینجاست که گروهی از دین داران و داعیان دین بین لذات حرام و لذات مباح یا حلال فرقی قائل نیستند.اگر چه بعضی لذات حلال خود به خود موجب رفتن انسان به سمت لذات حرام می شوند که خوشبختانه دین اسلام در مورد آنها تذکراتی را داده است نظیر غذا خوردن که اشکالی ندارد اما افراط در آن عقلا مشکل دار و موجب افزایش شهوت و امراض نفسانی می شود یا مسدله ی پوشیدن لباس های زیبا و گران قیمت که موجب افزایش غرور آدمی می شود. اما نکته ی مهم در این چالش این است که نگاه کنیم در چه شرایط زمانی و مکانی تبلیغ می کنیم. گاهی می شود در مورد پاره ای از لذات حلال که مبادرت زیاد در آن اشکالی ندارد و حداقل ضررش کم است چشم پوشی کرد و حتی کسانی که در جامعه به عنوان نماد دین داری شناخته شده اند از حساسیت خود و خانواده و اطرافیان خود نسبت به این امور بکاهند. ولی به نظر نگارنده مقتضای کنونی جامعه ی ایرانی این است که در این مورد هیچ سخت گیری ای نکنیم و خدای نکرده رفتار دین داران به گونه ای نباشد که مردم خیال کنند لازمه ی دین داری ترک تمام لذات و خوشی هاست.

 

7-گاهی افرادی که مبلغان دین هستند بروی پاره ای از مسائل اصرار می کنند و حساسیت نشان می دهند که شاید عمل به آن در شرایطی که شنونده ی تبلیغ قرار دارد غیر ممکن باشد  و به علت عدم آمادگی شرایط عمل به آن حکم ، فردی که در معرض تبلیغ قرار دارد بکلی از دین سرد و نا امید شود لذا مبلغ باید از شرایط و نیاز جامعه مطلع باشد وگرنه تبلیغ او برای دین ضد تبلیغ می شود.چاره این است که از توانایی عموم آگاهی کسب کند و به مرور زمان مسائل را از کوچک به بزرگ برای فرد و جامعه بازگو کند.

 

8-در دین اسلام همواره احکامی هستند که از نظر عمل کردن ضروری و غیر ضروری به چند دسته تقسیم می شوند به عبارتی دیگر به واجب و سنت و مکروه و غیره تقسیم می شوند. گاهی احکامی هستند که می شود کمی در آنها تخفیف قائل شد و از بین سخت و آسان یکی را بر گزید بهتر است که فرد توانایی خود را بسنجد و با استفاده از عقل آینده نگری دینی روشی را بر گزیند که برای دین و عملش دائمی و همیشگی باشد. زیرا  ممکن است فردی در یک زمان بتواند اموری را در شرایط سخت انجام دهد در حالی که انجام آن کار به صورت سخت  ضروری نیست اما در زمان ها و حالات و موقعیت های  دیگر نتواند امور را مانند گذشته انجام دهد که این موجب سردی از دین و نوعی باور منفی از توانایی دینی خود به وجود می آورد.در همین راستا بهتر است شخص برای عمل به احکام خود را با بعضی بزرگان تاریخ اسلام و بخصوص صوفیه مقایسه ی عملی نکند بلکه مقایسه اش را به گونه ای انجام دهد که باعث کاهش غرور خودش شود به عبارتی لازم نیست هر کاری را که بزرگان کردند و از بین کار درست سخت و کار درست آسان، اولی را بر گزیدند ما نیز همان گونه عمل کنیم بلکه باید هدف از مقایسه ی عمل آنان و عمل خود ، از بین بردن فتنه ی غرور در نفسمان باشد.  البته نکته ی مهم این است که همان طور که شخص دین دار باید از افراط بپرهیزد از تفریط نیز دوری کند و نباید آسان گزینی به گونه ای باشد که موجب بی ارزش شدن احکام دینی شود.

 

9-زمانی که یک انسان پرهیزکار با عده ای اوباش رابطه مستمر پیدا می کند کاملا واضح است که از میزان پرهیزکاری اش کاسته و بسوی دسته ی گمراه گرایش پیدا می کند حال چه برسد به افرادی که چندان به سوی اخلاق و دین گرایش ندارند و احتمال در خطر افتادن آنها بسیار است. گاهی ممکن است انسان در معرض تبلیغاتی قرار بگیرد که کاملا سازمان یافته و با تئوری چالش بر انگیز دینی کار می کنند این خطر برای مسلمانانی بیشتر تهدید آمیز است که در جوامعی زندگی می کنند که تفکر حکومتی و یا علمی غالب در آنجا در تضاد و گاهی تقابل آشکار با عقیده ی آنان است یقینا گروهی از مدافعین عقیده در دفاع حاضراند ولی عموم مردم بهتر است از طرفی خود را تا حدودی به دین آگاه کنند و غیرت دینی خود را تقویت کنند و از طرفی هم باید سعی کنند تا جایی که می شود از موقعیت های مانور عقیده ی دشمن دوری کنند.

 

10-متأسفانه یکی از دلایل اصلی بدبینی به دین اسلام اعمالی است که از داعیان دین سر می زند و آن اعمال به چند دسته تقسیم می شوند که مهمترینشان اول عمل نکردن خود مبلغ به اموری است که دین اسلام به آنها سفارش کرده است و بدتر از آن اعمالی است که مبلغ روی آن حساسیت تبلیغی دارد ولی خودش به آن عمل نمی کند و دومی گروهی هستند که برداشتشان از دین اسلام و مذهب ، برداشتی است که در مواردی اشتباهات فاحش دارد و موجب بدبینی نسبت به دین می شود و سومی اعمالی است که دین دار انجام می دهد و درست نیز است ولی نحوه ی عمل کردنش و در نظر نگرفتن جامعه ای که نظاره گر روش عملش به دین است ضرباتی جبران ناپذیر به دین می زند.

در مورد گروه اول کاملا مشخص است این ها افرادی هستند که ضربه ی مستقیم به دین می زنند و بهتر است اعمال ضد دینی خود را کنار بگذارند و یا اگر در ترک معصیت توانایی ندارند سعی هم نکنند که خود را دینی معرفی کنند اما در مورد گروه دوم بحث کمی پیچیده است و برداشت غلط از دین و مذهب که نتیجه اش به وجود آمدن فرقه ها و گروههای زیادی است که در عمل کردن به احکام دین و انعکاس عمل آنها به جامعه برداشت های اجتماعی مختلفی وجود دارد می توان آسیب شناسی عمیقی را در مورد گروههای اسلامی و شیوه ی عمل دینی آنها  انجام داد که از این بحث ما خارج است.اما گروه سوم از داعیان دین و عمل کنندگان به احکام به خاطر شرایط جامعه باید تا جایی که می شود و دین به آنها اجازه می دهد  در عمل کردن خود به احکام از خود انعطاف جایز نشان دهند و به نوعی خود را مانند معلم و جامعه را دانش آموزی بدانند که درس را باید با شرایط و فهمش به آن یاد داد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |